دوستی دارم که بیشتر از دو سال از آشنایی مان می گذرد .
امشب بعد از مدت ها به من PM داد و یک موضوع کاری را مطرح کرد .
بعد از تمام شدن بحث کاری بحث سیاسی با یک سوال من شروع شد و با کمال نا باوری دیدم دوستم حرف هایی را می زند که قبلا نمی زد .
رسما یک زرتشتی را می دیدم که با من بحث می کند .
نمی دانم چه کسی مغز این جوان را تحت تاثیر قرار داده اما حدس می زنم که ماجرا از ستاد های انتخاباتی ” میر یزید اموی” شروع شده باشد .
با این جوان چه کردی مردک ؟

با اجازه ی خودش بدون نام متن چت مان را منتشر می کنم .
نکته ۱ : حال و احوال پرسی اولیه و مطالب غیر ضروری از متن حذف شده است و در مضمون و محتوای بحث هیچ دخل و تصرفی نشده است .
نکته ۲ : به دلیل طولانی بودن بحث متن چت در ادامه ی مطلب قابل مشاهده است .
ادامه ی نوشته
Categories: حرف های دوستانه, درد دل, دلنوشته, سیاسی Tags: اسلام, اهل بیت, بحث, زرتشت, سوال, سیاست, عقیده, قرآن, مسولیت, موسوی, میر یزید, نظر, پیامبر
به نام خدا
پیش نوشت : خیلی وقت بود دستم به قلم نمی رفت .
نوشت :
قصد نداشتم بنویسم ولی یک حس غریب امشب بهم گفت بنویس …. حکمتش رو نمی دونم ولی می نویسم !
اولش که اینترنت نداشتم برای مدتی حدود ۲ – ۳ ماه ! بعدشم که اینترنت دار شدم دست و دلم به وبلاگ نویسی نمی رفت . ولی امشب بلاخره تصمیم گرفتم بنویسم .
دو – سه ماهی که گذشت تجربه خوبی بود . هم بی اینترنتی و هم فرصت برای تفکر و مطالعه .
خیلی به گذشته و حال و آینده فکر کردم …. .
از خدا ممنونم که این دو سه ماه طلایی رو به من داد تا بیشتر به خودم رجوع کنم !
پیامبر گرامی ما ( ص ) چقدر کار خوبی می کرد که در هر سال یک ماه به کوه می رفت و از شلوغی جامعه بشری به خلوت با خدای خودش پناه می برد . باید ما هم از این کارا بکنیم . تک و تنهایی خیلی خوبه . البته همراه با تفکر .
بگذریم … .
شاید دیگه وبلاگ ننویسم ! شاید هم وبلاگم رو عوض کنم و دیگه اینجا ننویسم .
از رسمی نوشتن و محصور در چهار چوب یک برنامه نویس بودن خسته شدم . اگه تصمیم گرفتم که وبلاگی دوباره راه بندازم قطعا ” دستنوشته های پراکنده یک برنامه نویس “ نخواهد بود .
پی نوشت :
* در خود تفکر کردن افق های جدیدی رو در جلوی چشم انسان باز می کنه ، برا همینه که گفتن از سالیان سال عبادت بهتره .
* بی حوصلگی به وفور در نت یافت می شه و گویی یک بیماری واگیر دار در نت بوده چون اکثرا غیر فعال شدن .
* پدر بزرگم به رحمت خدا رفت . همین ۱۰ روز پیش ، برا شادی روحش یه صلوات هدیه کنید .
شاید ادامه داشته باشد …
آخرین دیدگاهها