همیشه بشر به دنبال یافتن تکنولوژی سفر در زمان بوده است .
غافل از اینکه بشر از تولد تا مرگ در ماشین زمان قرار گرفته است و خواه ، نا خواه با سرعت زیادی به سمت جلو حرکت می کند .
با سرعت خیلی زیاد !
ناخودآگاه به یاد مسافرت با قطار می افتم .

در هنکاه حرکت قطار اگر به چیزی در ورای پنجره ی قطار نگاه کنیم خواهیم دید که با سرعت زیاد به آن شی نزدیک می شویم .
وقتی در کنار آن شی قرار می گیریم لحظه ایست که به سرعت از کنار آن رد می شویم .
و چقدر طبیعت انسان سرشار از عبرت هاست .
علوم مختلف ، ریاضی ، فیزیک ، شیمی ، همه و همه درس خدا شناسی و درس عبرت به ما می دهند .
امروز عاشورای حسینی بود . ششم دیماه سال ۱۳۸۸ .
از ماه ها و روز ها قبل وعده ی استفاده معنوی در این روز بزرگ را به خود می دهیم .
چشم انتظار می مانیم تا به آن می رسیم و ناگاه با سرعت زیاد از کنارش عبور می کنیم .
به زودی تقویم خواهد شد ” هفتم دیماه سال ۱۳۸۸ ” و عاشورای محرم امسال هم تمام می شود .
البته ” کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا ” ولی تفاسیر دیگری دارید .
با سرعت زیاد از کنار ایام رد می شویم و نا گهان …. . ناگهان با همان سرعت خط پایان را طی می کنیم و فاتحه مع الخلاص و الصلوات … .
نکته ای مهم اینجا هست ، حضرت محبوب ( جل و اعلا ) در قرآن کریم می فرماید :
یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ !؟
ای انسان ؛ چه چیز باعث شده است که در مقابل پروردگارت مغرور باشی !؟
Categories: حرف های دوستانه, درد دل, دلنوشته, روزنوشت, مقالات, مناسبت ها Tags: حرکت, خدا, روزها, سال ها, سرعت, عاشورا, قرآن, قطار, محبوب, محرم, کربلا
نذری پزان :
از روزی که دست چپ و راستم را شناختم پختن حلیم برای ظهر عاشورا را در خانواده ی پدری به یاد دارم . شاید حتی قبل تر از آنکه دست چپ و راستم را بشناسم .
به راستی اهل بیت ( علیهم السلام ) چه نیازی به این تشکیلات و عزا داری ها دارند ؟
آنان که تا منتها الیهِ آدمیت پیش رفته اند و آشکار و نهان بر آنان عیان است .
حقیقتا که این بساط فقط بهانه ایست برای آدم شدن . برای خدایی شدن .
این ها بهانه است تا در قیامت بگویند : ” فلانی چای ریخته است ، فلانی کفش جفت کرده است ، فلانی ظرف شسته است و … ” بهانه هایی برای شفاعت .

پختن حلیم

پختن حلیم
***
مقتل :
روضه ی شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام) را همه شنیده ایم .
اما طور دیگری بیان می کنم این روضه را .
امام (علیه السلام) که می دانست کسی که در مقابل پسر رسول خدا می ایستد به طفل شیر خواره اش رحم نخواهد کرد !
ولی گفت : آهای دنیا ، می خواهید به شما بگویم این ها چقدر پست و نامرد هستند ؟
پس دوربین ها ضبط کنید و مورخان ثبت کنید و شاهدان ببینید …. .
علی جان ؛ بابا ؛ آماده ای ؟
بیایید حد اقل به این کودک آب بدهید ……… .
آی جماعت خوب ببینید …. . و نا گهان اصابت تیر … .
دیدید چقدر نامرد بودند !؟

تصویر پس زمینه شهادت علی اصغر
***
سوء برداشت :
چقدر کم لطفی ست که در روضه ها می خوانند : که خواست آن طفل را حد اقل سیراب کند … !
***
مخلص کلام :
لا یوم ، کیومک یا ابا عبد الله
پ ن : ملتمس دعای همه ی شما عزیزان .
Categories: حرف های دوستانه, درد دل, دلنوشته, روزنوشت, مناسبت ها Tags: امام حسین, اهل بیت, تاسوعا, حلیم, روضه, عاشورا, علی اصغر, محرم, مقتل, نذری
آخرین دیدگاهها