بهشت را به بهانه دهند
نذری پزان :
از روزی که دست چپ و راستم را شناختم پختن حلیم برای ظهر عاشورا را در خانواده ی پدری به یاد دارم . شاید حتی قبل تر از آنکه دست چپ و راستم را بشناسم .
به راستی اهل بیت ( علیهم السلام ) چه نیازی به این تشکیلات و عزا داری ها دارند ؟
آنان که تا منتها الیهِ آدمیت پیش رفته اند و آشکار و نهان بر آنان عیان است .
حقیقتا که این بساط فقط بهانه ایست برای آدم شدن . برای خدایی شدن .
این ها بهانه است تا در قیامت بگویند : ” فلانی چای ریخته است ، فلانی کفش جفت کرده است ، فلانی ظرف شسته است و … ” بهانه هایی برای شفاعت .
***
مقتل :
روضه ی شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام) را همه شنیده ایم .
اما طور دیگری بیان می کنم این روضه را .
امام (علیه السلام) که می دانست کسی که در مقابل پسر رسول خدا می ایستد به طفل شیر خواره اش رحم نخواهد کرد !
ولی گفت : آهای دنیا ، می خواهید به شما بگویم این ها چقدر پست و نامرد هستند ؟
پس دوربین ها ضبط کنید و مورخان ثبت کنید و شاهدان ببینید …. .
علی جان ؛ بابا ؛ آماده ای ؟
بیایید حد اقل به این کودک آب بدهید ……… .
آی جماعت خوب ببینید …. . و نا گهان اصابت تیر … .
دیدید چقدر نامرد بودند !؟
***
سوء برداشت :
چقدر کم لطفی ست که در روضه ها می خوانند : که خواست آن طفل را حد اقل سیراب کند … !
***
مخلص کلام :
لا یوم ، کیومک یا ابا عبد الله
پ ن : ملتمس دعای همه ی شما عزیزان .



آخرین دیدگاهها