گودر در لباسی نو
امشب می خواستم گودر بخونم .
دیدم که لباس گودر عوض شده
گفتم اینجا بنویسم محض ثبت در تاریخ .
یه روزی میایم می گیم شما یادتون نمیاد اون زمونا گودر یه شکل دیگه بود !
امشب می خواستم گودر بخونم .
دیدم که لباس گودر عوض شده
گفتم اینجا بنویسم محض ثبت در تاریخ .
یه روزی میایم می گیم شما یادتون نمیاد اون زمونا گودر یه شکل دیگه بود !
مدتی پیش مطلب در همین وبلاگ منتشر کردم تحت عنوان ” چگونه یک قالب را سرقت کنیم ! ” . در این مطلب با لحنی طنز آمیز به تقبیح و سرزنش عمل زشت دزدی قالب در وب فارسی پرداختم . اینکه عده ای حاصل زحمات چند روزه ی گرافیست ها و طراح های وب رو با چند کپی پیست و کلیک می دزدند یک بحث هست و یک جور قباحت و وقتی کسی به اون مطلب من اشاره می کنه و عدم آگاهی ( یا شاید شعور پایین ) باعث می شه مطلب رو جدی تلقی کنه و در کامنت سوال در مورد دزدی قالب بپرسه بحث دیگه ای … !
دوست عزیز ؛ جناب آقا مسعود و آقا مسعود هایی که در ذیل این مطلب سوال در مورد دزدی قالب پرسیدید . من به هیچ قصد ندارم دزدی به شما آموزش بدم و این ظلم و در حق شما و سایرین بکنم . ولی برام جالبه که شما چه کلمات کلیدی رو سرچ می کنید که به این مطلب می رسید !؟ ” دزدی قالب ” ؟
یک مقدار خلاقیت و فکر کردن نه تنها به هیچ کس هیچ آسیبی نمی زنه بلکه باعث پیشرفت هم می شه .
به امید ایرانی مقید به احترام به حقوق دیگران !
ببین کودک فلسطینی … ببین مادر فلسطینی …. !
به هر حال ما هم تفریح می خواهیم …. .
همه اش که نمی شود شعبان یک بار هم رمضان !
حالا یک ماه وقت نمی شود گلوله هایی که در قلب تو فرو می رود را نشان دهیم ! تو با این حقیقت مشکلی داری ؟

بگذار یک ماه خوش باشیم . آخر جام جهانیست ! تو اصلا می دانی جام جهانی چیست ؟ خیلی مهم است . هر کس سه سال قهرمان شود یک قلمبه طلا می دهند ببرد کشورش بگذارد توی موزه !
امروزه فوتبال یک صنعت است …. یعنی طرف گدا وارد فوتبال می شود وقتی می خواهد خارج شود از ملیاردر های سرشناس است !
بعد تازه صنعت گردشگری را هم رونق می دهد !
بعد از حدود یک ماه که کمی تفریح کردیم باز از تو خواهیم گفت . از سرب داغ که در سینه ات فرو می رود … از موشک باران که شب های شهر را روشن و پیراهن مادران را سیاه می کند .
بعدا از تو خواهم گفت . فعلا بروم که بازی شروع شد …. !
مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِم .
هر که[شب را] صبح کند در حالی که توجهی به امور مسلمین نداشته باشد مسلمان نیست .
پیامبر اعظم صلوات الله علیه
پی نوشت : حتما می خواهند بیایند زیر این مطلب و از قطعنامه و شورای امنیت بگویند … بی زارم از آنچه می گویند .
هیچ باورم نمیشود که از آغازِ سالِ جدید حرم امام رضا (ع) نرفته باشم . اصلا باورم نمیشود .
من و جداییات ای دلربا خدا نکند … .
هیچ نگویم بهتر است … مهمان من باشید با دو عکس .
با توجه به وقایع اخیر رسالت خود دیدم که دیدگاه خود را در مورد وقایع اخیر بنویسم و با رسانه ای که در اختیار دارم انزجارم را از رفتار های هنجار شکنانه ی عده ای که باید بپذیرند در مقابل عقیده ی مقابل خود کم تعداد هستند و تحت تاثیر توهم ” ما بی شماریم ” قرار گرفته اند اعلام کنم .
از این به بعد این وبلاگ به حال عادی خود بر می گردد و با محتوای آی تی و شخصی به روز خواهد شد . محتوای سیاسی اجتماعی آن به وبلاگی دیگر منتقل خواهد شد .
به امید فردایی روشن برای ایران عزیز مان
دوستی دارم که بیشتر از دو سال از آشنایی مان می گذرد .
امشب بعد از مدت ها به من PM داد و یک موضوع کاری را مطرح کرد .
بعد از تمام شدن بحث کاری بحث سیاسی با یک سوال من شروع شد و با کمال نا باوری دیدم دوستم حرف هایی را می زند که قبلا نمی زد .
رسما یک زرتشتی را می دیدم که با من بحث می کند .
نمی دانم چه کسی مغز این جوان را تحت تاثیر قرار داده اما حدس می زنم که ماجرا از ستاد های انتخاباتی ” میر یزید اموی” شروع شده باشد .
با این جوان چه کردی مردک ؟

با اجازه ی خودش بدون نام متن چت مان را منتشر می کنم .
نکته ۱ : حال و احوال پرسی اولیه و مطالب غیر ضروری از متن حذف شده است و در مضمون و محتوای بحث هیچ دخل و تصرفی نشده است .
نکته ۲ : به دلیل طولانی بودن بحث متن چت در ادامه ی مطلب قابل مشاهده است .
ادامه ی نوشته
بعضی ها معتقدند که صدا و سیما ی جمهوری اسلامی ایران نشر اکاذیب می کند و این در حالیست که رسانه های غربی و دست اندرکاران آشوب های اخیر را مظهر صداقت رسانه ای می دانند .
روی صحبتم با این قشر است . خودتان قضاوت کنید .
و اینک تصویر واقعی :
قضاوت با خودتان
حاجتی داشتم بعد از یک ماه گرفتم .
شکرش ، شکرش ، شکرش .
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گوئی دورم
***
از شادی پر گیرم که رسم به فلک
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
در آسمان غوغاها فکنم
سبو بریزم ساغر شکنم
***
امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گوئی دورم
***
با ماه و پروین سخنی گویم
وز روی مه خود اثری جویم
جان یابم زین شبها
می کاهم از غمها
ماه و زهره را به طرب آرم
از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه ای بر لب ها
نغمه ای بر لب ها
***
امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گوئی دورم
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گوئی دورم
دانلود اوج آسمان با صدای محمد اصفهانی
شکرا لک یا محبوب
شنیده ام که آن قدیم ندیم ها ماه محرم که می آمد لات و لوت های محل ، پیراهن مشکی به تن می کردند .
عرق خور ها دهان شان را آب می کشیدند .
دیگر ایام عزای حسین شده بود .
ارمنی ها عزا داری می کردند . همان ها که اسم کودکانشان را عباس می گذارند .
آنها هم هموطن من بودند با این که در خاک من متولد نشده بودند .

اما آیا تو هموطن منی ؟ نه نه !
باور نمی کنم . هموطنان من آنگونه هستند که گفتم .
هموطنان من حرمت عزای حسین (علیه السلام) را نگاه می دارند .
هموطنان من نمک سفره ی حسین (علیه السلام) را خورده اند ، نمک دان نمی شکنند .
تو هموطن من نیستی . حتا مسلمان نیستی . حتا آدم نیستی . حتا وجود نداری .
وجود نداری زیرا هر موجود ذی وجودی حرمت حسین (علیه السلام) را نگاه می دارد .
محبت حسین (علیه السلام) مختص انسان نیست . نبابتات و جمادات هم با محبت حسین (علیه السلام) به وجود آمده اند .
از من مخواه که باور کنم تو … تو که حرمت حسین (علیه السلام) را نگه نداشتی هموطن من هستی .
از من مخواه .
برو ببین BBC مال کدام کشور است . هموطن همان باش .
لا اله الا الله و لا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره الکافرون
همیشه بشر به دنبال یافتن تکنولوژی سفر در زمان بوده است .
غافل از اینکه بشر از تولد تا مرگ در ماشین زمان قرار گرفته است و خواه ، نا خواه با سرعت زیادی به سمت جلو حرکت می کند .
با سرعت خیلی زیاد !
ناخودآگاه به یاد مسافرت با قطار می افتم .

در هنکاه حرکت قطار اگر به چیزی در ورای پنجره ی قطار نگاه کنیم خواهیم دید که با سرعت زیاد به آن شی نزدیک می شویم .
وقتی در کنار آن شی قرار می گیریم لحظه ایست که به سرعت از کنار آن رد می شویم .
و چقدر طبیعت انسان سرشار از عبرت هاست .
علوم مختلف ، ریاضی ، فیزیک ، شیمی ، همه و همه درس خدا شناسی و درس عبرت به ما می دهند .
امروز عاشورای حسینی بود . ششم دیماه سال ۱۳۸۸ .
از ماه ها و روز ها قبل وعده ی استفاده معنوی در این روز بزرگ را به خود می دهیم .
چشم انتظار می مانیم تا به آن می رسیم و ناگاه با سرعت زیاد از کنارش عبور می کنیم .
به زودی تقویم خواهد شد ” هفتم دیماه سال ۱۳۸۸ ” و عاشورای محرم امسال هم تمام می شود .
البته ” کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا ” ولی تفاسیر دیگری دارید .
با سرعت زیاد از کنار ایام رد می شویم و نا گهان …. . ناگهان با همان سرعت خط پایان را طی می کنیم و فاتحه مع الخلاص و الصلوات … .
نکته ای مهم اینجا هست ، حضرت محبوب ( جل و اعلا ) در قرآن کریم می فرماید :
یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ !؟
ای انسان ؛ چه چیز باعث شده است که در مقابل پروردگارت مغرور باشی !؟
آخرین دیدگاهها